استادم همیشه میگه:
تو جامعه زندگی سخته ،اعتماد کردن سخته، خیلی نگران بچه هام هستم که باید در جامعه ای باشند که بغل دستی ات دزد باشه ولی تو انسان تصورش کنی.؟!!
دروغ و حیله بازی تو جامعه بیداد میکنه با این تفاوت که همه اسمشو زرنگ بازی گذاشتن و میخوان که با مثلا زرنگ بازی پیشرفت کنن!!!
راستش به حرف استادخیلی فکر میکردم ولی نمی تونستم بپذیرم و دوست نداشتم این حرفها واسه دیگران تکرار شه... چون موج بدبینی و بی اعتمادی رو روز به روز زیادتر میکنه تا جایی که این روزا هر کی تو خیابون ازت کمک بخواد- نه فقط مادی- راحت از کنارش رد میشی ....
واسه همین حرف استاد رو نمیپذیرفتم
به خودم میگفتم اینجور نیست!!
تااینکه
چند روز پیش با یه عده که نمی شناختم و اولین بار بود میدیدم باید چند ساعتی همراه می شدم ..
خیلی طول نکشیدولی
وقتی متوجه شدم کیفم نبود .....
الان هم نمی دونم کی برد ؟؟چه طوربرد؟؟
.
.
.
.
از اونجای که پلیس اون نزدیکا بود اومد و یه خورده هم تحقیق کرد و اون هم درست حرفهای استادم بهم گفت ....
بهش گفتم اینجور که نمیشه زندگی کرد اگه به همه به چشم بد نگاه کنی زندگی سخت میشه ..
جواب داد : خوب شد کیفتو زدن لااقل تو افکارت تجدیدنظرمی کنی!!
.
.
بعد که رفت با خودم گفتم حالا چی با این اتفاق ، نظرت عوض شد؟ هم حرف اون مامور و هم حرف استاد بهت ثابت شد ؟؟
جوابی که دریافت کردم یه کلمه بود : نه!!
جناب مولانا گفتند:
ما همه از الست همدستیم.....
همه ما واسه یه هدف به زمین تبعید شدیم اگه کسی تو مسیرش اشتباه رفته و ازحالت تعادل خارج شده!!خیلی جاها تقصیر انسانهای اطرافش بوده ......
اگه قرار همه ما تو زمین نسبت به همدیگر این دیدگاه رو داشته باشیم با این همه افکار منفی وموج منفی و بی اعتمادی و بدبینی و با این همه مشکلات و نیاز به انسانها به همدیگر چه آشنا و چه غریبه
چه بلایی سر انسانها و روابطشون میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
این به معنای اعتماد کردن به همه نیست!!!
داشتن این دیدگاه ارزشش بیشتره حتی اگه یه بار کیفتو بغل دستی ات برداره و ببره !!!!!!
یک لحظه می لرزاندت ، یک لحظه می خنداندت
یک لحظه مستت می کند، یک لحظه جامت می کند
چون مهره ای در دست او، گه باده و گه مست او
این مهره ات را بشکند، والله تمامت می کند
.
.
آدم جایی که تنهاست دلش میخاد عکس آدمهایی که دوست داره و واسش خیلی بزرگ و پر ابهت اند رو همه جا بزنه یه جورایی واسش نیرو بخشه .
دکتر شریعتی همون کسی است که همیشه عکسش بالای تختم بوده
عکس دکتر این روزها اپیدمی شده ، تمام خوابگاه های دانشجویی واکثر اتاق ها رو اگه سر بزنی عکس دکتر رو می بینی
مََثل دکتر واسه خودش هم معنی پیدا کرده ... مسخ شدن..
مسخ شدن ، این توهم رو به ما می رسونه که ما یه مسئله ای رو خیلی می دونیم درصورتی که هیچی ازش نمی دونیم حالا مسخ عکس دکتر شدن هم اینجوریاست که فکر می کنیم خیلی
می شناسیمش !!!
ولی
خیلی ها که حتی یکی از کتاباشونو نخوندن باز عکس دکتر رو تو اتاقشون زدن نه اینکه می خوام بگم من دکتر روشناختم.. نه...
شناخت و درک حرفهای دکتر سخته ..
ولی ا گه این همه علاقه به عکس ایشون ...به کتاباشون هم سرایت کنه... چه قدر خوب می شه...............
البته با درک درست نه هر کی هر جور دوست داشت از حرفاش استفاده کنه...
این بار دیگه عکس دکتر بالای تخت من نبود به جاش عکس شهید احمد کاظمی رو چسبوندم
فکر کنم این بار از همیشه جالب ترشد هیجانش هم بیشتر بود
چون خیلی ها فکر می کردن
این عکس با با مه !!!
هر کی هم وارد اتاق میشه توجه اش جلب میشه منم خیلی خوشم اومده چون همه این سوال رو می پرسند؟
عکس کیه؟؟
در جواب می گم
یه شخصیت دوست داشتنی ..یه انسان.. کسی که.....
دوست داری بیشتر ازش بدونی ؟؟!!
واگه بگه آره من خوشحال می شم از اینکه این بار این عکسو انتخاب کردم.................
.
.
.
گفته بودم آسمون همه جا یه رنگه ......واقعا هم همینطوره
فرقی نمیکنه کجا باشی ینگه دنیا باشی یا لب مرزسرزمینی اشغال شده قابل مقایسه نیستند......
ولی
آسمون همه جا آبی ست ..... این رنگ این پیام رو داره :
آدمها هر جا که هستند با هر نژاد و هر شرایط که باشند حقوق مساوی دارند !!
ولی
عقده های عده ای بد جور این تساوی رو به هم زده ..
هر جایی هم که بخوای زندگی کنی زود عادت می کنی ..
سازگار نمی شی فقط عادت می کنی..
اینم جادویی از احوالات روحی بشره که به
سختترین یا مرفه ترین و یا معمولترین نوع زندگی خیلی زود عادت می کنه ...
فقط در پس این عادت کاش ...
..................................................
تو خوابگاه بین اون همه صداهای مختلف گاهی صدای افتخاری آرومم میکنه
در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد کس جای در این خانه ویرانه ندارد
دل را به کف هر که دهم باز پس آرد کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست آن شمع که می سوزد و پروانه ندارد
.................................................
تو کلاسها طبق معمول همیشه ،و یه کم با شدت بیشتر بحث های سیاسی داغه
بعضی نظرات اساتید شنیدنیه ....
...............................................
فکر می کردم دوره زمونه عوض شده و دیگه از اون خبرای تکراری
تو دانشگاه ها نیست ولی زهی .. داستان تکراریه لیلی و مجنون ها
اینبار مدلهای 2009 و همچنین فضولی های حراست همچنان ادامه دارد...............
واما ............
ما فقظ یه خدا داریم ولی این جمله معروف رو خیلی ها میگن حتما به خاطر اینه که تصور بنده هاش از او متفاوته.....
در لابلای زندگی ها.. مشکلات.. و پیچ های روزگار تا خسته می شویم
همین که یادمان بیاید توهستی ..تو شاهدی.. و تو مهربان ترین مهربانانی آرامشی شیرین وجودمان را می گیرد که تازه لذت زندگی را یادمان می آورد
فقط خودت می دانی چیستی و چگونه ای .... و هرگز در فهم و گمان بنده هایت نمی گنجی
و لی در تسلی اتفاق غمگینی که امید رفع آن را فقط ار خودت خواستارم اینجاست که منم سرمو بالا می گیرم و می گم :
خدای ما هم بزرگه...........
رویاهایم به واقعیت نزدیک شده اند حتی اگر بر فرض محال با آرزوهای نیمه تمام بازگردم ...
باز
به دستی اعتماد دارم
که هرگز شکست نمی خورد
و از پلیدی نیکی به بار می آورد
اگر جایی رویایی ازمن درهم شکند و یا امیدی غرق شود!! و...
باز
فریاد می زنم :
به تو اعتماد دارم خدای خوبم...
آنچنان سلطنتی به پا کن تا انسان زیر چتر آسایش آن آرام گیرد و احدی از مردمان گمراه نشود...
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو وان یار و همدم را بگو مستان سلامت میکنند
آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو وان طور سینا را بگو مستان سلامت میکنند
**
بار دیگر ،در شهر و دیاری دیگرو زندگی دیگر با مردمانی متفاوت تر و حتما حرفهایی متفاوت تر ازهمیشه
ولی در زیر همین آسمان آبی خواهم نوشت.....

هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی
ملامتگو چه در یابد میان عاشق و معشوق نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی
این روزها خیلی نابینا شدم
خیلی چیزها رو نمی بینم و یا شاید ظاهر قضیه رو می بینم
و نمی خوام درک کنم درپشت پرده علتی است و حکمت.. که حتما ما زمینیان ازش بی خبریم ....
و
هیچ چیز برروی زمین تصادفی نیست....

هر سال شب قدر زل می زدم به آسمونت
و می گفتم : دوسِت دارم...
تو عمل هم نمی دونم تا حالا چقدر ثابت کردم!!!
حالا امسال برعکس میشه
اینقدربه آسمونت زل می زنم تا بهم بگی
دوسَم داری!!!!
**اگربر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست حرامم باد ،اگر من جان به جای دوست بگزینم

به علت هبوط در کویرزمین
به علت بستن پیمان با تنها معبود و خالق خود
به علت قبول کردن خلافت خدا در زمین
ناچار به درست زیستن هستی !
هرچه بار امانت بر شانه ات سنگین تر باشد
زیباتر و محکم تر گام بر خواهی داشت ...
کاش در خاصیت دنیا « تحقیر انسان ها» گم نشویم و هر انسانی در هر سرزمینی که هبوط کرده است به جایی رسد که ذره ذره ،پاره های بودنش دلیل عروجش باشد..
««آدمی زاد هر چه انسان تر می شود چشم به راه تر می شود این حقیقت زیبایی است که همواره می درخشد ... شریعتی»»»
** درست است مهمان خداییم ولی جمعه در این ماه مانند تمام جمعه های گذشته همچنان دلگیر است..
*کاش سن مان با تمام بدیها به خصوص غرور و تکبر و خودخواهی که در وجود تمام انسانها یافت می شود حالت عکس داشت ...
**میلاد میوه دل رسول خدا مبارک باد![]()
![]()
می گم امیال ..
چون همین امیال انسان ها هستند که اول راه انسان و بعد قدم در آن و در آخر می بینی تمام زندگی یه شخص رو تشکیل داده ..
واسه همین همیشه احساس کردم دقت در احوال اشخاصی که زندگی رو به شکل عادی نگذروندن می تونه خیلی به راه و نوع میل انسان کمک کنه
مثلا
با دقت به زندگی دکتر چمران راحت اینو می فهمی که ایشون چقدر به سختیهای زیبای زندگی در جهت کمال میل داشتند و چطور به راحتی ازرفاه دل کندن و در تمام نیایشهاشون همیشه از خدا خواستند وجودشونو در سختی رشد دهند!
یا
با دقت به زندگی شهیدآوینی راحت میشه اینو درک کرد که ایشون چه قدر در جستجوی حقیقت بودند و سالهای آخر عمرشون در پی نشون دادن این که افرادی که جنگیدند اول در درونشون با خود جنگیدند و بعد در میدان جنگ پیروزی درونشون رو ثابت کردند البته تو مجموعه روایت فتح درک حقیقت ایشون کاملا مشخصه ..در روایت فتح شهید آوینی خواستن فقط چیزی
که در جنگ رخ داد رو نشون بده و هیچ تصویری از جانب خود به صحنه های جنگ اضافه نکرد!!!
و همینطور
با دقت در زندگی دکتر شریعتی کاملا مشخصه که میل زندگی دکتر در سمت شناساندن کاملترین دین به شکل واقعی است و اینکه نشون بده چه قدر مجریان این دین در اثر جهالت دین رو در معرض انزوا قرار دادندو البته
این قسمت کوچکی از ماجراست
میل زندگی دکتر به سمت اندیشه های برتر انسانیت و ظهور انسان کامل بوسیله مفاهیم واقعی دین بود . دکتر از تمام کسانی که هنوز نعمت محرومیت را دارند می خواست برای
نجات تمام آنچه از دست می رود و انچه فراموش می شود کاری بکنند
و این رمز نوشته های دکتر هست که چرا نعمت محرومیت ؟؟!!
و دغدغه زندگی دکتر همیشه این بود ؛ اشخاصی هستند که به نام دین حرف می زنند در حالی که عملشان در جهت حفظ پول و پست و موقعیت اجتماعیشان بوده ...
نه برای خدا...
نقطه اشتراک زندگی هاشون
میل به زیبا زندگی کردن. ...برای او زندگی کردن...میل به رشد و تعالی برای خدا
مسیر زندگی هاشون یه کم متفاوته ولی مقصد و جهت یکی است چون میل این افراد یه چیز رو می پسنده .. خدا..انسانیت..حقیقت...
مهمترین چیزی که قابل تامله اینه
چطوریاد بگیریم مبادی میل زندگی خود رو تغییربدیم و میل فکری ..میل جسمی..میل قلبی..در یک جهت قرار دهیم ومهمتر از همه اینکه با آن امیال زندگی کنیم ومواظب باشیم میلی برمیل دیگر نشورد ....
شاید کار چندان راحتی نیست و .. شاید واسه خیلی ها کارراحتی است...
نمی دونم چرا طولانی شد...
***
طبیبِ عشق مسیحا دم است و مشفق، لیک چو درد در تو نبیند، که را دوا کند؟
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که رحم اگر نکند مدعی ، خدا بکند

یه باردیگه عمرمون مجال داد مهمونی بریم اونم مهمونی خدا
یه مهمونی استثنایی چون یه لطف استثنایی داره
لطف میزبان فرصتی طلاییست که به مهمانش می ده ..
خدا دو قلب به انسان نداه که با یکی خدا رو و با یکی دیگه دنیا رو دوست داشته باشی* پس
ماه رمضان فرصتی است تا درون قلبت همه چیز رو به حالت تعادل در بیاری همیشه نامتعادلی غرق شدن رو به دنبال داره..
بعضی چیزها از حدش بالاتر رفته
بعضی چیزها از حدش پایین تر مونده
اینا باید به حالت تعادل برسند
پس اول طلب بخشش برای نامتعادل شدن قلبی که صاحب اصلی اش فقط خود اوست و
بعد تمرین برای رسیدن به نقطه اید ه آل....
حلول ماه رمضان با این فرصت عظیم مبارک باد![]()
![]()
*سوره احزاب آیه ۴
همیشه فکر کردم "مرز" تمام چیزیست که در جهت کسب قدرت ها باعث جنگ ها می شود..
کِی شود تا دیگر
...مرز بین کشورها نباشد تا کل زمین یکسان با یک پایتخت باشد ، آن پایتخت هم حکومت عادل و کامل توباشد...
با آمدنت
"مرز" تمام دل های آدمیان محو می شود تا قلب ها با هم "بتپد "
در کنار تو و به یاد خدا "بتپد"
"بتپد" برای ایده آ ل ترین ها و کامل ترین ها یی که برایمان می آوری
"بتپد" برای چیزی که خداوند همیشه از زمینیان خواسته" و تو می آیی تا آن را اجرا کنی...
یکی از نقاشی های دکتر چمران
خ.ن یعنی خوبنوشت:
۱-فیزیک میگوید جاذبه زمین همه چیز را به سوی خویش می کشد اما مردمانی که آدم بودن را به زنده بودن ترجیح می دهند خود جاذبه می سازند....نویسنده : ؟
۲-اگر 313 سیاستمدار با تقوا و جود داشت زمان ظهور فرا میرسید.... پناهیان هم عجب چیزی گفته
۳-آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی.... جناب حافظ گفته
حس می کنم این نیمه شعبان یه جوریه !! با اینکه یه میلیون حرف داشتم و دارم ولی همشو اینجا فاکتور گرفتم..
فقط یه ذره از یه آرزو :
منتظر روزی هستم وقتی با صدای زنگ موبایلم بیدار شم
از اعماق قلبم لبخند بزنم و زمزمه کنم:
خدا رو شکر در زمینت ؛ هیچ جنگ و تجاوز وخونریزی، هیچ بحران وفشاری، هیچ زور و ظلمی ،هیچ ابهامی وشبهه ای،هیچ نامردی ،هیچ بی عدالتی و فقری،
یک کلام هیچ نوع فسادی نیست
چون مهدی موعود وتمام وارثین زمین درجنگ با طاغوت پیروز شده اند و بر زمینت حکومت می کنند..و.. اکنون دنیا به رنگ خداست...
این حکومت کامل در تمام قرن ها و تمام پیشوایان در تمام ادیان منتظرش بوده اند پس مطمئن باش اگر در دوره زنده بودن یا آدم بودن تو، به وقوع بپوندد تو......................!نه!.......زیباییش قابل توصیف نیست.