تبليغاتX
حرفهای مریم
 

همیشه
در لابلای خنده ها ...گریه ها... خوشی ها... سختی ها...دویدن ها...رسیدن ها...نرسیدن ها...خیالات...رویاها...آرزوها...روزها و شبها

زمانی  که حس میکنی به نفس تازه احتیاج داری 
 زمانی که باید احیا بشی تا باقیمانده راه رو  طی کنی
زمانی که از دور فراز و نشیب هایی  که در پیش رو داری میبینی و میدونی اونا رو هم باید با پیروزی طی کنی 
زمانی که .....

نه فقط این زمان ها 

 بلکه در لحظه لحظه فرصتی که از خدا گرفتی

تو

       ....حضور خدا را میخواهی.... تا آرامت کند

اگه همیشه  و  در همه لحظاتت  این حضور رو احساس  کردی !!
در پایان ......


 درآخرین ساعات باقی مانده از این فرصتی که به تو داده شده  
وقتی زندگیتو مرور میکنی
               می بینی هیچ حسرتی بر دلت باقی نمونده !!!

چرا؟؟!!
چون جای پای بالاترین..مهربان ترین..و تنها عزیز شکست ناپذیر هستی ..در تمام زندگی ات افتاده
و زندگی ات با خدا  یکی  شده....


 پس می توانی

 با  شادی و شیرینی وصف ناپذیری از فرصت  پایان یافته ات  دل بکنی
                                          و حتما روحت آرام تر و سبک تر  به ابدیت یکتا ملحق می شود.......

 

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/09/16ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط مریم |

 بازم پراکنده...

چه بد ه !!  وقتی تو دانشگاه میبینی به خاطر کسب امتیازی واسه دکترا و نوشتن چند خط مقاله به قیمت اینکه فقط  خودت..علمت.. اسمت ..مطرح شه خیلی چیزها رو زیر پا میزاری...  
این وقتاست که حس می کنم  این علم اون علمی نیست که من حاضرم به قیمت بالا هم که شده  بهش برسم …

و....مولانا :
گر اژدها ست برره، عشق است چون زمرد       از برق این زمرد هین! دفع اژدها کن



الهی دانی به چه شادم ؟ به آنکه نه به خویشتن به تو افتادم . .

فردا عرفه است روز دعا  چیزهایی که از  خدا می خوام  خیلی زیادن ولی ....

 از استاد مطهری نقل شده : 
ما همیشه وقتی دعا می کنیم به خدا می گوییم خدایا به ما بده،هیچ وقت دعا نمی کنیم:خدایا از ما بگیر:در صورتی که ما به این دعا بیشتر احتیاج داریم باید بگوییم:
خدایا این حب جاه و مال را از ما بگیر،این حسادتها را از ما بگیر،این کینه ها،حسدها،عقده ها را از ما بگیر؛این پرده ها را از جلوی چشم ما بردار.
اول آنچه را که باید از تو بگیرند بریز،آنگاه بگو:بده.آن وقت است که دعای تو مستجاب می شود



کاش مدعیان این حس غریب را در می یافتند .این وجد آسمانی را که گویی همه ذرات بدن انسان در شعاع وصلی رازآمیز ، «عین لذت»  شده اند. نه آن لذت که هر حیوان پوست داری که حواس پنجگانه اش از کار نیفتاده است  حس می کند ..نه....حسی که فقط باید تو درک کنی


مطمئن بودم که مدارکم پیدا میشه ولی فکر نمی کردم اینقدر زود!
یه آدم  با وجدان کیفمو  پیدا کرده بود و برش گردوند هر چند بدون پول ولی  همراش کلی سنجد خوشمزه سوغات شهرشون شاهرود  واسم اورده بود...!!  و پست قبلی من....!!!

به یمن این اتفاق می خام راه بیافتم از هر چی که اینجا خوشم اومد عکس بگیرم از بچه های پابرهنه آدامس فروش  ...تا پیرمردهای معصوم جاروفروش... یا اون پیرزن هایی که نون محلی داغ می فروشن   و ...از هر  چی که خوشم اومد .... همه رو اینجا میریزم تا این شهر بهتر بشناسم ...



     


+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/05ساعت 3:18 بعد از ظهر توسط مریم |

 

 استادم همیشه میگه:
تو جامعه زندگی سخته ،اعتماد کردن سخته، خیلی نگران بچه هام هستم که باید در جامعه ای باشند  که بغل دستی ات دزد باشه ولی تو انسان تصورش کنی.؟!!
دروغ و حیله بازی تو جامعه بیداد میکنه با این تفاوت که همه اسمشو زرنگ بازی گذاشتن و میخوان که با مثلا زرنگ بازی پیشرفت کنن!!!

راستش به حرف استادخیلی فکر میکردم ولی نمی تونستم بپذیرم و دوست نداشتم این حرفها واسه دیگران تکرار شه... چون موج بدبینی و بی اعتمادی رو روز به روز زیادتر میکنه تا جایی که این روزا هر کی تو خیابون ازت کمک بخواد- نه فقط مادی- راحت از کنارش رد میشی ....

واسه همین حرف استاد رو نمیپذیرفتم
به خودم میگفتم اینجور نیست!!

تااینکه
چند روز پیش با یه عده که نمی شناختم و اولین بار بود میدیدم باید چند ساعتی همراه می شدم ..
خیلی طول نکشیدولی  
وقتی متوجه شدم  کیفم نبود .....
الان هم نمی دونم کی برد ؟؟چه طوربرد؟؟
.
.
.
.
از اونجای که پلیس اون نزدیکا بود اومد و  یه خورده هم تحقیق کرد و اون هم درست حرفهای استادم بهم گفت ....
بهش گفتم اینجور که نمیشه زندگی کرد اگه به همه به چشم بد نگاه کنی زندگی سخت میشه ..
جواب داد : خوب شد کیفتو زدن لااقل تو افکارت تجدیدنظرمی کنی!!
.
.
بعد که رفت با خودم گفتم  حالا چی  با این اتفاق ، نظرت عوض شد؟   هم حرف اون مامور و هم حرف استاد بهت ثابت شد ؟؟
جوابی که دریافت کردم یه کلمه بود :     نه!!


جناب مولانا گفتند:
ما همه از الست همدستیم.....

همه ما واسه یه هدف به زمین تبعید شدیم  اگه کسی تو مسیرش اشتباه رفته و ازحالت تعادل خارج شده!!خیلی جاها تقصیر انسانهای اطرافش بوده ......
اگه قرار همه ما تو زمین نسبت به همدیگر این دیدگاه رو داشته باشیم با این همه افکار منفی وموج منفی و بی اعتمادی و بدبینی و با این همه مشکلات و نیاز  انسانها به همدیگر چه آشنا و چه غریبه

 چه بلایی سر انسانها و روابطشون  میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

این به معنای اعتماد کردن به همه نیست!!! بلکه منظور اینه تو یه مسیری که هدف از هر ارتباطی  فقط خداست اعتماد و بی اعتمادی هر دو درست درمیان....

 داشتن این دیدگاه ارزشش بیشتره حتی اگه یه بار کیفتو بغل دستی ات برداره و ببره !!!!!!

 


یک لحظه می لرزاندت ، یک لحظه می خنداندت
یک لحظه مستت می کند، یک لحظه جامت می کند

چون مهره ای در دست او، گه باده و گه مست او
این مهره ات را بشکند، والله تمامت می کند

.

.

+ نوشته شده در سه شنبه 1388/08/19ساعت 12:2 بعد از ظهر توسط مریم |

 

آدم جایی که تنهاست  دلش میخاد عکس آدمهایی که دوست داره و واسش  خیلی  بزرگ  و  پر ابهت اند  رو همه جا بزنه  یه جورایی  واسش نیرو بخشه .
دکتر شریعتی همون کسی است که همیشه عکسش بالای تختم بوده
 عکس دکتر این روزها اپیدمی شده ،  تمام خوابگاه های  دانشجویی واکثر اتاق ها رو اگه سر بزنی عکس دکتر رو می بینی
مََثل دکتر واسه خودش هم معنی پیدا کرده ... مسخ شدن..
مسخ شدن ، این توهم رو به ما می رسونه که ما  یه  مسئله ای  رو خیلی می دونیم درصورتی که هیچی ازش نمی دونیم حالا مسخ عکس دکتر شدن هم اینجوریاست که فکر می کنیم   خیلی
 می شناسیمش !!!
ولی
خیلی ها که حتی یکی از کتاباشونو نخوندن  باز عکس دکتر رو تو اتاقشون زدن  نه اینکه  می خوام بگم من دکتر روشناختم.. نه...
 شناخت و درک حرفهای  دکتر سخته ..
ولی ا گه این همه علاقه به عکس ایشون ...به کتاباشون هم سرایت کنه... چه قدر خوب می شه...............
البته با درک درست نه هر کی هر جور دوست داشت از حرفاش استفاده کنه...

این بار دیگه عکس دکتر بالای تخت من  نبود  به جاش عکس شهید احمد کاظمی رو چسبوندم
فکر کنم این بار از همیشه جالب ترشد هیجانش هم بیشتر بود
چون خیلی ها فکر می کردن

 این  عکس  با با مه !!!   

هر کی هم وارد اتاق میشه توجه اش جلب میشه منم خیلی خوشم اومده چون همه این سوال رو می پرسند؟
عکس  کیه؟؟
در جواب می گم
یه شخصیت دوست داشتنی  ..یه انسان.. کسی که.....
 دوست داری بیشتر ازش بدونی ؟؟!!
واگه  بگه آره من خوشحال می شم  از اینکه این بار این عکسو انتخاب کردم.................


.
.
.

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/08/03ساعت 11:24 قبل از ظهر توسط مریم |

 

گفته بودم آسمون همه جا یه رنگه ......واقعا هم همینطوره
فرقی نمیکنه کجا باشی ینگه دنیا باشی یا لب مرزسرزمینی اشغال شده قابل مقایسه نیستند......

ولی
آسمون همه جا  آبی  ست ..... این رنگ این پیام رو  داره :
        آدمها هر جا که هستند  با هر نژاد و هر شرایط که  باشند  حقوق    مساوی   دارند !!
ولی
عقده های عده ای  بد جور این تساوی رو به هم زده ..

هر جایی هم که  بخوای زندگی کنی  زود عادت می کنی ..
                                                          سازگار نمی شی   فقط     عادت می کنی..
اینم  جادویی از احوالات   روحی بشره که به
                  سختترین یا  مرفه ترین و یا معمولترین نوع  زندگی  خیلی زود عادت می کنه ...
فقط در پس این عادت کاش ...
..................................................

تو خوابگاه  بین اون همه صداهای مختلف     گاهی صدای افتخاری آرومم میکنه    
در کنج  دلم  عشق کسی خانه ندارد             کس جای در این خانه ویرانه ندارد
دل را به  کف هر که دهم باز پس آرد                 کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست           آن شمع که می سوزد و پروانه ندارد
.................................................

تو کلاسها طبق معمول همیشه ،و یه کم با شدت بیشتر بحث های سیاسی داغه
 بعضی نظرات اساتید  شنیدنیه ....
...............................................
فکر می کردم  دوره زمونه عوض شده و دیگه از اون خبرای تکراری

تو دانشگاه  ها نیست ولی زهی .. داستان تکراریه   لیلی و مجنون ها

 اینبار مدلهای  2009 و همچنین  فضولی های حراست همچنان ادامه دارد...............

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/07/25ساعت 1:6 بعد از ظهر توسط مریم |

 

واما ............

+ نوشته شده در شنبه 1388/07/25ساعت 1:4 بعد از ظهر توسط مریم

 

ما فقظ یه خدا داریم ولی این جمله معروف رو خیلی ها میگن حتما به خاطر اینه که تصور بنده هاش از او متفاوته.....

در لابلای زندگی ها.. مشکلات.. و پیچ های روزگار تا خسته می شویم

همین که یادمان بیاید توهستی ..تو شاهدی.. و تو مهربان ترین مهربانانی  آرامشی شیرین وجودمان را می گیرد که تازه  لذت زندگی را یادمان می آورد

فقط خودت می دانی چیستی و چگونه ای .... و هرگز در فهم و گمان بنده هایت  نمی گنجی

و لی در تسلی اتفاق غمگینی  که  امید رفع آن را فقط ار خودت خواستارم اینجاست که منم سرمو  بالا می گیرم و  می گم :

خدای ما هم بزرگه...........

 


رویاهایم  به واقعیت نزدیک شده اند  حتی اگر بر فرض محال با آرزوهای نیمه تمام  بازگردم ...
باز
به دستی  اعتماد دارم
 که هرگز شکست نمی خورد
و از پلیدی نیکی به بار می آورد
 اگر جایی رویایی ازمن درهم شکند و یا امیدی غرق شود!! و...


باز
فریاد می زنم :
به تو اعتماد دارم خدای خوبم...


آنچنان سلطنتی به پا کن تا انسان زیر چتر آسایش آن آرام گیرد و احدی از مردمان گمراه نشود...

آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو                    وان یار و همدم را بگو مستان سلامت می​کنند

آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو                   وان طور سینا را بگو مستان سلامت می​کنند

**

بار دیگر ،در شهر و دیاری دیگرو زندگی دیگر با مردمانی متفاوت تر و حتما حرفهایی متفاوت تر ازهمیشه  

ولی  در زیر همین آسمان آبی خواهم نوشت.....

+ نوشته شده در جمعه 1388/07/10ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط مریم |

 

 

       هواخواه توام جانا و میدانم که میدانی          که هم نادیده می بینی و هم ننوشته می خوانی

ملامتگو چه در یابد میان عاشق و معشوق            نبیند چشم نابینا خصوص اسرار پنهانی

 

این روزها خیلی نابینا شدم
خیلی چیزها رو نمی بینم  و یا شاید ظاهر قضیه رو می بینم
 و نمی خوام درک  کنم درپشت پرده علتی است و حکمت.. که  حتما ما زمینیان ازش بی خبریم ....

و
هیچ چیز برروی زمین  تصادفی  نیست....

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/07/02ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط مریم

 


هر سال شب قدر زل می زدم به آسمونت
و می گفتم : دوسِت دارم...

تو عمل هم نمی دونم  تا حالا چقدر ثابت کردم!!!

حالا امسال برعکس میشه 

اینقدربه آسمونت زل می زنم تا  بهم  بگی

 دوسَم داری!!!!


**اگربر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست  حرامم باد ،اگر من جان به جای دوست بگزینم

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط مریم |

 

راز خلقت در کویر

 
به علت هبوط  در کویرزمین
به علت بستن پیمان با تنها معبود و خالق خود
به علت قبول کردن خلافت خدا در زمین

ناچار به  درست زیستن هستی !

هرچه  بار امانت بر شانه ات سنگین تر باشد
زیباتر و محکم تر گام بر خواهی  داشت ...

کاش در  خاصیت دنیا « تحقیر انسان ها»  گم نشویم و هر انسانی در هر سرزمینی  که هبوط کرده است   به جایی  رسد که   ذره ذره ،پاره های بودنش  دلیل عروجش  باشد..

««آدمی زاد هر چه انسان تر می شود چشم به راه تر می شود این حقیقت  زیبایی است که همواره می درخشد  ... شریعتی»»»


** درست است مهمان خداییم ولی جمعه در این ماه مانند تمام جمعه های گذشته  همچنان دلگیر است..
*کاش سن مان با تمام  بدیها  به خصوص غرور و تکبر و خودخواهی که در وجود تمام انسانها یافت می شود حالت عکس داشت ...

**میلاد میوه  دل رسول خدا مبارک باد

 

+ نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت 4:17 بعد از ظهر توسط مریم |